خرید بک لینک

نویسنده: پویا جفاکش

در سال 2005 شخصی به نام ویتلی استریبر در دریملند ادعا کرد که زمانی که با جیپش و مسافری که درون آن بود در نیویورک حرکت میکرده ناگهان خود را در یک فضای ناآشنا و کاملا متفاوت با واقعیت مالوف نیویورک دیده است و بعد از مدتی رانندگی استرس زا استریبر و جیپ و مسافرش مجددا به فضای آشنای نیویورک بازگشته اند. استریبر عنوان نمود که بعدا مجددا با جیپش به محل این اتفاق رفته ولی دیگر وارد آن محدوده ی ناآشنا نشده است. برخی تجربه ی استریبر را به گذر اتفاقی از شکاف فضا-زمان و ورود به کورگال تعبیر میکردند: محدوده ی دوزخی قلمرو مارسانان و یوفوهای حاکم بر 1 که معمولا مردم آن را در مخفیگاه های زیرزمینی امریکا زیر شهر میدانستند. البته کورگال یک اسم اکدی برای دوزخ است. ولی از زمان مطرح شدن 1 ها در فضای فکری امریکا، باورمندان به یوفوها علاقه ی زیادی به استفاده از کلمات اکدی در ارتباط با مفاهیم متافیزیکی دارند. بر اساس کتاب رویدادنامه های گیرکو، کلیه ی جریان های بازیگر در اختلافات سیاسی غرب از تفسیر افسانه های اکدی پدید آمده و خود را به خدایان آنها متصل کرده اند. پیروان جریان آریایی و برتری نژاد سفید، با توجه به رنگ پریدگی مردم شمال اروپا در مناطق یخ زده و اغلب تاریک شمالی، خود را از نسل اوشومگال یا اعقاب کینگو شمرده اند که شوهر تهاموت الهه ی تاریکی در شورش علیه آنوناکی ها بود. این گروه، مستقیما از اشرافیت های کهنه کار و متعصبی برخاسته اند که حاضر به تغییرات به روز سیاسی نیستند مبادا امتیازات خود را از دست بدهند. در مقابل، افراد نوگرا که برای بهتر کردن مسائل، نیاز به به کار گیری استعدادها از همه ی نژادها دارند و از این استعدادها به نغع خود و برای کنار زدن اوشومگال استفاده میکنند خود را از نسل آنوناکی ها میخوانند و با نسبت دادن تمدن های پیشین افریقایی ها، آکدی ها و سرخپوستان امریکا به آنوناکی ها، خود را 1 تمدن های 1 غیر آریایی میخوانند و به نوعی با به یاد آوری وجود تمدن های غیر سفیدپوست، میخواهند به برتری نژادی اشرافیت های فئودالی عقبمانده ضربه بزنند. دعوای این دو دسته ی متعصب و نوگرا که به اوشومگال و آنوناکی شهرت داشته اند، از زمان قدیم وجود داشته و از همان زمان سه گروه وجود داشته اند که بین این دو دسته مصالحه و میانجی گری میکردند و نظم نظام را حفظ میکردند: 1-آماشوتوم یا طراحان دعوت به مادر حیات و دعوت به معنویت از بالا 2-آمارگی یا طراحان دعوت به مادر زمین و پرستشگر نیروهای غریزی جهان فیزیکی 3-نونگال یا طراحان شبیه سازی زندگی و مکانیکی و ماشینی کردن نظام. ازآنجاکه این اهداف کاملا مغایر با همند، نظام نیز دچار پیچ و تاب های سیاسی متعدد میباشد. ولی هدف اصلی درباره ی حفظ نظام با به اطاعت درآوردن مردم، بین هر 5گروه اتحاد ایجاد میکند و در هر نوع مشکلی بسته به این که نظر کدام گروه، بهتر مردم را تابع نگه میدارد، یکی از این ایده ها در نظام برتری می یابد. بین افسانه های رایج امریکایی درباره ی انوناکی ها و افسانه های یهودی ارتباطی وجود دارد. بدین معنی که سام که نام پسر نوح است، در تاریخ انوناکی ها به پسر ابوابا و سازنده ی انوناکی ها تبدیل شده است. ابوابا به دست نژاد ایمدوگود کشته شده است و سام درصدد مبارزه با آنها است. شایعه ی ایمدوگود را چارلز هال، یک ناظر آب و هوای سابق usafرواج داده است. وی مدعی است که چندین سال به صورت پاره وقت و در انزوا در رشته کوه نلیس در شمال ایندین اسپرینگز در نوادا زندگی میکرده و درآنجا مرتبا مردمان سفیدپوست بلندقدی را میدیده که تکرو بودند، قیافه ی نوردیک با چشمان آبی داشتند و صداهایی مانند پارس و سوت تولید میکردند. آنها با دیدن هال معمولا مخفی میشدند. سفیدهای بلندقد هال به سیاره ی ماه رفت و آمد دارند. هال مطمئن بود که آنها با مقامات ایالات متحده در ارتباطند. توصیفات هال از این موجودات، دقیقا مشابه توصیفات پارکس از نژاد ایمدوگود است: نژادی که به هر دو زبان مصری باستان و اکدی صحبت میکردند و واسطه ی این دو تمدن بودند، درحالیکه زبان مصریان متعلق به نژاد امشا emeshaبود که در ارتباط با سام قرار داشتند. ما میدانیم که توصیفات ظاهری هال و پارکس از ایمدوگود، اشاره ی مستقیمی به نژاد نوردیک آریایی اشرافیت های نژادپرست دارد. ایمدوگود شباهت زیادی به کینگو دارند: مردمانی فردگرا، تکرو، بیزار از جامعه و متمرکز بر منافع فردی حتی اگر بر ضد جامعه باشد، همان چیزی که معمولا در رسانه ها از اشرافزادگان غربی ترسیم میشود. لغت ایمدوگود im-dugudبا املای خاص آن در آکدی از ترکیب دو کلمه ی «خون» و «شریف» به دست می آید و درمجموع به معنی دارای خون اشرافی است. تقریبا میتوان آنها را به نامدار خواند. چون لغت "نام" در اکدی به صورت nim نوشته میشود به معنی والامقام، و جالب اینجاست که تلفظ دیگرش num-mu با دو املای مختلف نوشته میشود که یکی به معنی «والا کسی که سخن میگوید است» و دیگری به معنی «والا کسی که باعث رشد و سازندگی میشود» میباشند. نومو همچنین به صورت های نووا و نوبا نوشته میشود که املای دوگانه ی nu-ba (wa) برای آن، معنی «سازنده ی تصاویر یا مجسمه ها» را میدهد، که البته فقط اشراف تعیین میکردند از چه کسانی چه نوع تصویری ارائه شود. در مقابل، لغت "سام" با "سامو" به معنی آسمان مرتبط است.:

“the chronicles of the girku”: garru zeitlin: part5,6

دراینجا باید یک نکته را بیان کنم. همانطورکه میدانیم، خدای یهود بر ضد نامداران است چون فقط خودش شایسته ی ستایش است. نام سام را در عبری shem مینویسند که معنی دیگرش "نام" و تلفظ دیگرش "اسم" است. معمولا برای این که نام مقدس یهوه بی دلیل بر زبان رانده نشود، به جای آن از کلمه ی "اسم" استفاده میشود و لغت "شم" درحالیکه پیشوند معمول عبری "ها" به آن اضافه شده، به صورت «هاشم» برای نام خدا استفاده میشود. البته "شم" خودش مخفف "اسم" است و اسم، از "عیش" به معنی مرد به اضافه ی پسوند سامی "م" به دست می آید. نام "عیش" منشا نام عیصو پسر اسحاق نیز هست. از طرفی اگر تبدیل معمول "ای" به "ی" در عبری را در نظر بگیریم، از عیصو لغات یشوع و یوشع به دست می آید که قهرمانان دیگر انجیلیند. از همه مهمتر این که نام یشوع را میتوان یاکوو نیز تلفظ کرد که شکل دیگر نام یعقوب پدر بنی اسرائیل است. یعقوب هم پسر اسحاق و برادر عیصو بوده و بین این دو بر سر جانشینی مقام پدر در به دست گرفتن مقام امت برگزیده ی خدا اختلاف بوده است، درحالیکه این دو نفر از اول یک نفر بوده اند در دو تعریف متفاوت. در ارتباط این دو با هاشم یعنی خود یهوه لازم به ذکر است که لغت یاکوو با تبدیل رایج "ک/خ" به "ه" در سامی، تبدیل به نام یهوه میشود. از طرفی توجه داریم که دعوای دو پسر اسحاق بر سر مقام الهی، تکرار دعوای اسماعیل و اسحاق فرزندان ابراهیم است. نام اسماعیل را نیز به راحتی میتوان ترکیب نام های "اسم" (یعنی یهوه) و "ال" (یعنی خدا به طور کلی) خواند و به خدا یهوه یا همان هاشم معنی کرد و بدین ترتیب او را با عیصو و یعقوب برابر گرفت. میدانیم که عیصو پس از قهر کردن با یعقوب، به نزد خاندان عمویش اسماعیل رفت و با آنها مزاوجت کرد و ازاینرو فرزندان عیصو و اسماعیل با هم مخلوط شدند. در یک روایت از اسماعیل 12 پسر به جا مانده است که ظاهرا روایت 12 پسر یعقوب یا اسرائیل، درواقع همان 12 پسر اسماعیلند. بدین ترتیب سام که آنوناکی ها را می آفریند، همان یهوه و تجسم زمینیش یعقوب –به نمایندگی از قوم یهود- هستند.

با این حال، هر گونه برداشت نژادی از خلوص خون که در تضاد با علاقه ی باستانیان به ازدواج های خارج گروهی برای متحد کردن قبایل قرار دارد، به یهودیان برمیگردد که خود را به سبب توجه یهوه به خود، نژاد برتر میخوانند و ازدواج با نژادهای پست کافر (خلاصه شده در لغت گوییم) را حرام میدانند. البته میدانیم که یهودی ها خیلی زیاد این قانون را میشکنند و شاید زمانی اصلا آن را نداشته اند. ازاینرو مهمترین استدلال زمانه ی یهود برای این قانون، جلوگیری از به هم آمیزی آیین های یهودی و مشرکانه تلقی میشود. در این صورت، باید صحنه ی قیام یهود علیه حکمرانان یونانی سلوکی را نوعی طغیان یک نوع یهودیت علیه نوع دیگری از یهودیت خواند چون به عقیده ی مورخینی چون هگینز، زئوس یا ژوپیتر خدای یونانی-رومی همان یهوه خدای یهود است. گادفری هگینز، یونای سوریه محل انطاکیه پایتخت انتیوخوس سلوکی را که مورد شورش حشموناییان قرار گرفت با ایونیه و نیز یونان که نام عبری گریس در تاریخ رسمی است تطبیق میکند. وی مینویسد ایونی ها پرستش یک خدای سیاه و مادرش را در ایتالیا رواج دادند که به نظر هگینز، این خدا همان عیسای یهودی-رومی و مادرش مریم باکره اند. هگینز از قول ماکسیموس تریوس، شخصیت های آپولو و ژوپیتر را دو روایت مختلف از خدایی واحد میداند که درنتیجه ی تعریف های متفاوت، اسم های متفاوت یافته اند.:

“anacalypsis”: godfrey Higgins: jazzybee verlag press: p74-75

در بریتانیا و در جوار اسکاتلند نیز جزیره ای به نام iona وجود دارد که در افسانه های بومی محل هبوط عیسی بر زمین در آخرالزمان تلقی میشود. این جزیره محل زندگی کلدی های دروئیدی شمرده میشده که از نسل کاهنان اورشلیم داود و سلیمان بودند. در زمان بازگشت مسیح، بانویی مقدس به استقبال او میرفته است. ویلیام شارپ معتقد بود این بانو، الهه ای شرقی است که همراه با سکاها از خاورمیانه به این جزیره منتقل شده است.:

IONA: SACRED ISLE OF THE WEST: Barry Dunford: sacredcoections.co.uk

میدانیم که اسکاتلند، گریزگاه تمپلارهایی تلقی شده که سرکوب در فرانسه به خویشاوندان خود در اسکاتلند پناه برده و درآنجا فراماسونری را پایه گذاری کرده اند. تمپلارها در فرانسه در ارتباط واضحی با پرستش مریم مجدلیه در رنه لوشاتو قرار داشتند که اشرافیت های اروپایی، خود را از نسل او و مسیح خوانده و میخوانند. مسیحیت در رنه لوشاتو چیزی بین بودیسم سکاهای مغولی آسیا و مسیحیت غربی بود. ولی پیوندهایی هم با مصر داشت که به تبار حصایی آن نسبت داده میشد. منابع منسوب به حصاییان، هرم بزرگ مصر را به نام «میرو» میخواندند که دقیقا همان نام "مرو" برای کوه مقدس هندوان و بوداییان در شرق است. خود بودا با پتاح خدای خالق در مصر قابل تطبیق است و پتاح را با آمون یا مین تطبیق کرده اند که او نیز هم منس اولین فرعون مصر در روایات یونانی است و هم مانو همزمان آدم و نوح افسانه های هندو. منو با نجات یافتن از سیلی مهلک، موجد نژاد جدید بشر میشد. در داستان های تمپلارها این سیل تبدیل به خطر سیاسی شده و مابه ازای نوح و مانو برای آن، یوسف رامه ای است که سوار بر قایقی جام مقدس را از سرزمین مقدس به بریتانیا می آورد تا آنجا خانه ی همیشگی اخوت های اشرافی باشد. جام مقدس حاوی خون عیسی را به مهبل مریم مجدلیه تشبیه کرده اند که قبرش به رنه لوشاتو منسوب است. و اما سیل را به پیروی از افسانه های مصری به ستاره ی شعری یا سیریوس یعنی کلب آسمانی نسبت میدهند چون بالا آمدن رود نیل و غرقابی شدن مزارع اطرافش در تابستان به جاذبه ی شعری نسبت داده میشد. شعری با ایزیس هم تطبیق میشد که یک الهه است. در مقام الهه ی آب ها و سیل، او معادل حقات الهه ی قورباغه شکل ماه بود چون ماه هم عامل جزر و مد آب است. حقات در غرب تبدیل به هکاته الهه ی جادوگران شد. مروونژین ها که سنت نسبت دادن خاندان های سلطنتی به مریم مجدلیه به امپراطوری روم مقدس آنها برمیگردد در ایام بالا آمدن آب ها در قلمرو تحت اداره ی خودشان، فستیوالی برای قورباغه ها به پا میکردند که به stain معروف بود و این لغت تلفظ دیگری از satan یا شیطان است. روح شعری یا سگ آسمانی در صورت فلکی کلب بزرگ قرار دارد: یک مجموعه ستاره ی تخیل شده به سگ شکاری جبار که صورت فلکی ثور یا ورزاو، آن را از پاشنه ی پای صورت فلکی جبار آفریده است. جبار و ثور، هر دو انعکاس ازیریس خدای مصری مترادف با پتاح هستند و فرزند هورس، ازیریس است که تولدش از ازیریس در حکم تولد عیسی مسیح از یهوه خدای خالق به روایت یهودی-مسیحی آن است.:

“the final secret of the unicorn”: fireangel: nov2000

در باور مسیحیان مصر، دو دزدی که همراه عیسی مسیح به صلیب کشیده شدند، آنوپ و عان نام داشته اند. این نام ها یکیشان برای آنوبیس خدای سگ مانند سیاره ی عطارد به کار میرود و دیگری برای تحوت خدای ماه در فرم یک میمون کینوکفالوس (سگ سر) که همان بابون باشد. درواقع این دو موجود، یک شخصیت واحدند. بابون به عنوان یک میمون یا جانور انسان نما که سری شبیه سگ دارد نسخه ی دیگر آنوبیس است که یک انسان با سر سگ است. منتها تحوت میمون مانند، حیوان ماه است و آنوبیس حیوان عطارد. اتحاد آنها ناشی از این است که این دو هر دو دزدان نور نامیده میشوند. هرمس یا عطارد در نزد یونانیان خدای دزدان است و نور دانش ایزدی را با دزدیدن به نزد مردم آورده است. ماه هم نور خورشید را به خود جذب میکند که بدرخشد. به صلیب کشیده شدن آنها در اعتدال بهاری ناشی از شکل صلیب مانند تقاطع مسیر خورشید با افق های طلوع و غروب است و خود مسیح که بین دو دزد مصلوب شده، خورشید روز است بین دو صلیب تاریکی در افق های طلوع و غروب. بنابراین دو دزد همراه مسیح، به نیمه های تاریک و روشن ماه تشبیه میشوند و جمع آنها تحوت یا هرمس مصری را میسازد، به همان شکل که جمع تاریکی و روشنایی، زندگی روزمره ی خورشید را میسازد و خدای خورشید در هویت قمریش با سگ و صلیب تلاقی میکند و تحوت خدای دانش را در مقام مسیح سود رسان قرار میدهد.:

Jesus crucified between two thieves: dorothy morduck: eoht.info

سانتیلانا توجه کرده است که در افسانه ی اختراع خط از افلاطون، تحوت وزیر تاموس فرعون مصر است. این تاموس درواقع همان تموز خدای کشاورزی است که یهوه در تورات علیه او قرار دارد. تموز در افسانه های یونانی با نام آدونیس شناخته میشود که درواقع معادل آدونای از القاب یهوه است و این نشان میدهد که یهوه علیه هویت قبلی خود قیام کرده است. این قیام در اساطیر یونانی-رومی به صورت قیام زئوس علیه پدرش کرونوس تبدیل میشود. حکومت زئوس به عصر طلایی کرونوس خاتمه میدهد و کرونوس یا ساتورن در اساطیر یونانی-رومی درست به مانند تموز تا حدود زیادی یک ایزد کشاورزی است. در افسانه های نبطی، این به قدرت گیری پیروان آدم در بابل تعبیر میشود که با قتل ینبوشاد پیامبر محبوب مردم توسط افراد آدم همراه است. در زمان قتل ینبوشاد، بت های خدایان ستاره ای از معابد خود برخاستند و به اطراف جسد او جمع آمدند و بر آن گریستند. شگفت این که در روایات مسیحی، همین اتفاق در زمان قتل تموز رخ داده است. نام ینبوشاد مخفف ینبو خشائته یا ینبو شاه است که ینبو همان انبی و نبو عنوان خدای دانش و معادل هرمس و تحوت در اساطیر یونانی و قبطی است. سانتیلانا معتقد است نام ینبو که به صورت یمبو تلفظ میشود تبدیل به یمو و یمه شده و ینبوشاد همان یمه یا جمشید در افسانه های زرتشتی و شاهنامه ی فردوسی است. جمشید هم مثل کرونوس خدایی است که عصری طلایی بر مردم خود رقم میزند ولی به دلیل خودستایی و غرور سقوط میکند و به دست ضحاک خوناشام به قتل میرسد. درواقع سقوط اخلاقی جمشید، در حکم همان انحطاط معنوی یهوه (یا بهتر است بگوییم انحطاط اشرافی که به نام خدا در بین مردم محبوبیت یافتند) و تغییر ظاهر او از جمشید به ضحاک است.:

Hamlets mill: Giorgio de Santillana and Hertha von Dechend CHAPTER XXI

این که مسیحیت و نه یهودیت نقش اصلی را در نابودی فرهنگ پیشین ایفا میکند تجسد یهوه به عیسی یا بهتر است بگوییم تصویری که از او وجود دارد را بسیار معنی دار میکند. مفصل ترین توصیف از عیسی را در کتاب انجیل یوحنا می یابیم و تاریخ مسیحیت، آن را به سال 43 میلادی نسبت داده است. در این موضوع عمدی وجود دارد. عدد 43 سیزدهمین عدد اول یعنی منحصر به فرد در جدول اعداد است که میتوان آنها را به 13 خدا معنی کرد. 13 همان 12 بعلاوه ی 1 است. 12 تای قبلی، 12 تصویر خدای خورشیدی در دایره البروجند. وقتی سیزدهمی می آید یعنی این که یک سال به نمایندگی از دوران تمام شده و دوران جدیدی شروع شده است. عیسی هم به دوران قبل از خود خاتمه داده بود. کلیسای مسیح برخاسته از توصیف پولس رسول از او است و اولین سفر تبلیغی پولس رسول در سال 45 میلادی زمانی که او 43 ساله بود اتفاق افتاد. کتاب 43 از 49 در نسخه ی اولیه ی کتاب مقدس ، کتاب دوم تسالونیکی ها است. این اثر کوتاه، دومین اثر از چهارده موردی است که توسط پولس رسول نوشته شده است. این کتاب از این جهت قابل توجه است که نشان می دهد که ارتداد باید درست قبل از بازگشت دوم خداوند به زمین انجام شود.:

“Meaning of Numbers: The Number 43”: https://www.biblestudy.org/

شاید باید در معنی ای که برای ارتداد معمولا استنباط تجدید نظر کنیم. چون اینطورکه به نظر میرسد به محض ظهور عصر مسیحیت و مذاهب مسیحی مانند جهانی دیگر، ما وارد ارتداد شده ایم. وقتی فکرش را میکنیم که یک تجسم انسانی از خدای این دین یعنی سام، یک شخصیت محترم در انجیل است، آن وقت باید از حمایتی که پیروان آنوناکی های این سام، از نژادهای غیر اشرافی میکنند کمی نگران شویم.

برچسب: نویسنده: شیوا نعمتی تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 15:26

صفحه بندی