میگویند یک عالم ایرانی مقیم انگلستان متعجب بود که دکه های روزنامه فروشی برخلاف ایران و کشورهای دیگری چون فرانسه، در انگلیس نیابند و مردم عموما نشریات را از طریق اشتراک پستی فراهم میکنند.او این موضوع را با یک فیلسوف انگلیسی در میان گذاشت و اضافه کرد که دیدن مجلات عالمانه و سرتیترهایشان بر پیشخوان دکه ها چه بسا سبب وسوسه ی خریدن انها و یا دستکم اشراف اندکی به اگاهی های مفید در مردم شود.انگلیسی اما در جواب گفت: "مردم عادی را چه به اگاه شدن؟انها لیاقت کسب اگاهی را ندارند و بهتر است اگاهیشان در حد همان تام کروز و لیدی گاگا و لیونل مسی و مانند اینها باشد.چون اگر این مردم به حقایق مطلع گردند به دلیل عدم ظرفیت شورش میکنند و با مختل کردن نظم بدون نتیجه ی مثبت ( و این بی نتیجگی ثمره ی کم اطلاعی و عجله است ) در درجه ی اول به خودشان صدمه میزنند."
ایرانی با تعجب، وظیفه ی روشنفکر در اگاهی بخشی به مردم را گوشزد کرد.اما انگلیسی بین فیلسوف و روشنفکر تفاوت قائل شد و روشنفکر را فیلسوف نمایی خواند که برای پیشبرد مقاصد سیاسی برای مدتی اجیر میشود و پس از کسب نتایج مطلوب سیاسی دیگر اموزه هایش کارایی ندارند؛البته عصر روشنفکران امروز تمام شده است؛برعکس روشنفکر،فیلسوف واقعی با مردم عادی نمی امیزد چون جهالت عوام یک بیماری واگیردار است و نتیجه ی همنشینی فیلسوف و عامی،عامی شدن فیلسوف است و نه بالعکس: "بهتر است دلت برای خودت بسوزد نه برای عوام. اگر خودت را دوست داری و میخواهی دانایی خود را حفظ کنی، از حشرونشر با عوام بپرهیز."
انگلیسی سپس مثال زیر را در توجیه عقیده اش اورد: "گله ای از گوسفندان یک نوزاد چشم وانکرده ی شیر را پیدا کردند و ان را به فرزندخواندگی پذیرفتند.بچه شیر به دلیل بزرگ شدن در میان گوسفندان، خود را گوسفند میپنداشت و مانند انها علف میخورد و بع بع میکرد.تا این که یک شیر بالغ، شیر جوان گوسفندنما را در میان گله ی گوسفندان یافت.با خود فکری کرد و انگاه به گله ی گوسفندان حمله و شیر جوان را اسیر کرد.شیر بزرگ به شیر جوان گفت که نترسد و تنها دنبال او بیاید.انگاه شیر جوان را به کنار برکه برد و به او گفت به عکس خود در اب نگاه و انرا با تصویر شیر بزرگ مقایسه کند.شیر جوان با این مقایسه به شیر بودن خود پی برد، گوسفندان را ترک گفت و شیر بزرگ را به استادی پذیرفت." منظور انگلیسی این بود که شخص بااستعداد فکری، به محض این که الگوی خود را بیابد عوام را ترک میکند و از این پس رابطه ی او با عوام همچون رابطه ی شیر و گوسفند خصمانه خواهد بود.
برچسب:
نویسنده: شیوا نعمتی